شيخ ذبيح الله محلاتى

146

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

چه از برج نبوت مشرق آمد چهر اين كوكب * ز نور جلوه روشن كرد عقبي را و دنيا را در اين مشكاة ناسوتي از اين مصباح لاهوتى * منور كرد يزدان روى ماه و چهر زيبا را از اين دختر كه با دست خدا شد پايه‌اش محكم * بر آدم تا ابد فخر و شرف باقى است حوا را ازآن‌رو خوانده احمد نور چشم و چشمه نورش * كه پيش از آفرينش نور بود آن چشم بينا را در اين ام العوالم زاد از وى علم هر عالم * كه مادر بود پيش از طفل عالم عقل دانا را شد از بحر نبوت گوهرى تابان كه انوارش * چراغ ليل در نه كشتى آمد هفت دريا را هنوز اين نقش كاف و نون بدى در علم حق مكنون * اگر بر دفتر امكان نمىزد مهر امضا را نقاب افكند بر چهرش فلك چون ديد كاين كوكب * برد از جلوه رونق آفتاب عالم‌آرا را بچهرش پرده بست و عالم از چهرش منور شد * بهركس بنگرد سيماست آن ناديده سيما را شهود و غيبش از پاكى ز اوصاف نبى حاكى * در اين آئينه خوش ديدى محمد روى زيبا را سزاوار است گر مريم كنيزش را كنيز آيد * و يا بهر غلامش گر غلام آرد مسيحا را ز نورش تافت از خلقت حجب يك‌ذره بر موسى * درآمد منصعق موسى چه مندك يافت سينا را و له ايضا تا مادر دهر زاده فرزند و نژاد * صدگونه پسر چو انبيا زاد و نهاد دختر كه نبى شود نپرورد جهان * چون برتر از انبياء يكى فاطمه زاد * * * عالم صدف است و فاطمه گوهر او است * گيتى عرض است و اين گهر جوهر او است در قدر و شرافتش همين بس كه ز خلق * احمد پدر است و مرتضي شوهر او است * * * اين نيره آن كوكب ظلمت‌سوز است * كز پرتو او مهر جهان‌افروز است خورشيد منير حشر چون ظلمت اوست * فرمود محمد كه قيامت روز است * * *